آخرین خبرها

حتما” این مقاله را بخوانید. “فاجعه و فلاکت زیست محیطی”

مقاله ای از استاد و دوست گرامی جناب آقای فعال که حتما” توصیه می کنم بخوانید.

اندازه تخریب محیط زیست در هر کشور تابعی است از اندازه خشونت. خشونت‌های پنهانی که از راه سرگرمی تولید می‌شوند، باید بر اندازه خشونت‌ها افزود. نظام سرمایه‌داری لیبرال به موجب عقلانی شدن کسب و کار، خشونت‌ها را از راه پنهان اعمال می‌کند. به همین دلیل تخریب محیط زیست، یا به کشورهای دیگر منتقل می‌شوند و یا به موجب ارزش افزوده کالائی، توجیهی در خور نیازهای مادی بشریت، و ای بسا، توجیهی در دفاع از حقوق جامعه‌ها پیدا می‌کنند. یکی از علائم و نشانه‌های کشورهای توسعه یافته از کشورهای توسعه نیافته، امکان دفاع و یا بی‌پناه بودن محیط زیست است. دفاع از محیط زیست در کشورهای توسعه یافته وجود دارد، اما روند پنهان کردن خشونت و انتقال جریان تخریب محیط زیست به کشورهای دیگر، امکان دفاع از محیط زیست را عملاً بی‌ثمر و یا دستکم کم‌اثر می‌کند. در ملل توسعه یافته، طرفداران محیط زیست نقش مهمی در صحنه زندگی اجتماعی و در صحنه سیاست ایفاء می‌کنند، اما کار اساسی‌ای به پیش نمی‌برند. فریاد اعتراضی طرفداران محیط زیست با استفاده از قایق‌های کوچک، در برابر کشتی‌های غول‌آسایی که با هدف آزمایش برنامه‌های هسته‌ای در وسط اقیانوس انجام می‌گیرد، از جمله اخبار و تصاویری است که بارها از دید جهانیان گذشته است. به عنوان مثال، در سال ۱۹۸۵ دولت فرانسه با یکی از بزرگترین‌ بحران‌های‌ تاریخ‌ معاصر مواجه شد‌. این‌ بحران‌ حاصل‌ برخورد میان‌ نیروهای‌ طرفدارمحیط‌ زیست‌ و نیرهای‌ سیاسی‌ و قدرت‌مدار جامعه‌ صنعتی‌ بود‌. قایق مربوط به طرفداران صلح، توسط‌ غواصانی‌ که‌ عضو سازمان‌ امنیت‌ فرانسه‌ DGSE بودند و بوسیله‌ دو بمب‌ منفجر گردید. هدف‌‌ غواصان‌ از کار انداختن‌ قایق و در نتیجه‌، از کار انداختن‌ اجتماع‌ تبلیغاتی‌ بود که‌ توسط‌ طرفدارن‌ صلح‌ سبز بر علیه‌ آزمایشات‌ اتمی‌ فرانسه‌ تدارک‌ دیده‌ شده‌ بود. تحقیقات پلیس‌ نیوزلند نشان داد بمب‌گذاری در قایق با دخالت‌ مستقیم‌ سازمان‌ امنیت‌ فرانسه‌ DGSE انجام شده است. چند روز بعد روزنامه‌ مشهور لوموند اقدام‌ به‌ درج‌ خبری‌ تحت‌ عنوان‌ “غیرقابل‌ انکار” نمود که‌ خبر از دخالت‌ غیرقابل‌ انکار سازمان‌ امنیت‌ این‌ کشور می‌داد. این‌ مقاله‌ به‌ تنهایی‌ دولت‌ فرانسه‌ را زیر فشار افکار عمومی،‌ با بحرانی‌ سخت‌ روبرو ساخت‌. بطوریکه مطبوعات رسوایی دولت فرانسه را با رسوایی ماجرای واترگیت مقایسه می‌کردند.

محیط زیست در کشورهای در حال توسعه، بویژه آنچه که به کشور ایران مربوط می‌شود، کاملا بی‌دفاع و بی‌پناه است.

آمارهایی که از وضعیت محیط زیست ارائه می‌شوند، به حدی دهشناک است، که جز فاجعه نهایی و یا مرگ دستجمعی، چیزی بر آن نمی‌توان گذاشت. در یادداشتی که روز سیزده بدر امسال در صفحه فیسبوک گذاشتم، توجه دوستان را به فهرستی از تخریب محیط زیست جلب کردم، که هر یک به تنهایی روایت روشنی از یک فاجعه بزرگ ارائه می‌داد.اکنون توجه شما را به این فهرست جلب می‌کنم:

  • بنا به منابع رسمی، ۷۵ درصد از سرزمین ایران کویری است. فاجعه از جایی آغاز می‌شود که سالانه بر وسعت کویر در ایران بشدت افزوده می‌شود. هرسالیکونیممیلیونهکتار ۹) درصد)ازخاک‌هایمرغوبایرانبهبیابانتبدیلمی‌شودوسالانهیکتایکونیمهکتاربهمساحتکویرهایایرانافزودهمی‌شود. ایندرحالیاستکهبرایتشکیلهرسانتخاک ۱۰۰ سالزمانلازماست.
  • حدود۳۹۰هزارهکتارازاراضیدریاچهارومیهتبدیلبهکویرشدهاست،کهازآنبهعنوانبزرگترینرخدادبیابان‌زاییقرن۲۱یادمی‌شود.
  • تخریبجنگل‌هاازسویمافیاهای تجاریروزافزونشدهاست،درهرثانیه ۳۶۰ مترمربعازسطحجنگل‌هاومراتعکشورتخریبمی‌شوند .درهر ۵ سالیکمیلیونهکتارازجنگل‌هایایراننابودمی‌شود. سالانهیکونیمدرصدازجنگل‌هایایرانازدستمی‌رود. اگراینروندادامهیابددر ۶۰ سالآیندهاثریازجنگل‌هایامروز ایرانباقینخواهدماند. درحالحاضرباتخریب ۳۳ درصدازجنگل‌هایایران،وسعت ۱۸ میلیونهکتاریاینجنگل‌هابه ۱۲ میلیونهکتارکاهشیافتهاست. آقای دکتر ناصر کرمی، روزنامه‌نگار و اقلیم‌شناس معتقد است: «تصور می‌کنم مشکل تخریب جنگل‌ها در اکثر نقاط جهان وجود دارد، اما چرا ایران که از نظر نسبت مساحت جنگل به کل مساحت کشور حتی در شمار ۱۰۰ کشور اول برخوردار از پهنه‌های جنگلی نیست، اما در شمار شش کشور اول مخرب جنگل قرار دارد؟»
  • بر اساس گزارشی که در سال ۲۰۱۲ دانشگاه ییل در باره وضعیت عملکرد و وضعیت پایداری زیست محیطی منتشر کرده است و بنا بر شاخص‌های بین‌المللی، از میان ۱۳۲ کشور جهان، کشور ایران با ۳۶ پله تنزل در رتبه ۱۱۴ قرار گرفته است.
  • وب‌سایت “ایران پرایمر” در گزارشی که هفتم آبانماه منتشر کرد، به وضعیت وخیم محیط زیست در ایران پرداخته است. این وب‌سایت با اشاره به مصاحبه آقای عیسی کلانتری وزیر اسبق کشاورزی با روزنامه قانون و از قول او می‌نویسد: «ایران در حال حاضر با چالش‌های فزاینده در عرصه محیط زیست دست به گریبان است که بیش از دشمنان خارجی یا مشکلات سیاسی داخلی برای ثبات دراز مدت کشور خطر دارند». او اضافه می‌کند که :«فلات ایران دارد غیرقابل سکونت می‌شود و کسی به این فکر نیست».
  • ایلنا از قول مشاور امور زنانِ رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گزارش می‌دهد که: «آلودگی هوا به بسیاری از گروه‌ها در جامعه آسیب می‌زند. برای نمونه ۳۰ درصد از ناباروری‌ها در تهران و کلانشهر‌ها به علت آلودگی هوا به وجود آمده است. همچنین آلودگی هوا بر IQ کودکان زیر سن دبستان نیز تاثیرات بدی می‌گذارد».
  • به گفته رئیس مرکز تحقیقات سرطان ایران، بیشترین رشد سرطان در جهان مربوط به ایران است. آقای محمد اسماعیل اکبری در مقایسه‌ای وضعیت رشد سرطان در ایران را چنین توضیح می‌دهد: «۱۸ درصد سرطان‌ها در کشور مربوط به سرطان‌های کودکان است که حدود ۵۰ درصد سرطان‌های کودکان به مرگ می‌انجامد. این در حالی است که این آمار در دنیا حدود ۳۰ درصد است». یک عضو هیات مدیره انجمن علمی جراحان عمومی ایران، شیوع سرطان در کشور را غیرمتعارف خوانده است .به گفته او «تغییر به وجود آمده در روند ابتلاء به سرطان و افزایش شیوع این بیماری در ایران، طبیعی به نظر نمی‌رسد. این درحالی است سن ابتلاء به برخی سرطان‌ها در کشور پایین آمده است».

با وصفی که گذشت به جرأت می‌توان محیط زیست را خانه‌ای بی‌صاحب تلقی کرد، که از هر چهار سوی آن در معرض تهاجم و تهدید قرار گرفته است. بنگاههای اقتصادی خودکامه، از راه نفوذهای رسمی، دستگاه‌های دولتی و رسمی از راه بی‌تفاوتی، شهرداری‌ها با هدف خودکفائی و کسب درآمد بیشتر، و سرانجام اداره راهنمایی و رانندگی از راه پول‌های باد آورده، هر یک به نوبه خود محیط زیست را در معرض تاخت و تاز قرار داده‌اند. به غیر از دهها علائم و شواهد دیگری که در این یادداشت نیامده‌اند، تنها و تنها یکی از اشارات فوق به ما هشدار می‌دهد که محیط زیست در سرزمین ما، در مرزهای فاجعه و فلاکت و ستم و ستم و ستم قرار دارد. هیچ گوشی و هیچ چشمی بطور جدی و پیگیرانه، بدهکار ستم و فلاکت روزافزونی که بر سرنوشت محیط زیست می گذرد، نیست. گویی ندای طبیعت به گوش هیچکس نمی‌رسد. ارائه آمار و پرداختن هر از گاهی به وضعیت فلاکت بار محیط زیست در یکی از نشریات، خبر از فاجعه‌ای که دیر یا زود بیخ گلوی همه ما را خواهد گرفت، نمی‌دهد. پرسیدنی است، چرا فاجعه و فلاکت محیط زیست برای ما مسئله نیست؟ چرا فاجعه و فلاکت محیط زیست دغدغه خاطر مسئولین سیاسی کشور نیست؟ آیا وضعیت بیش از حد سیاست‌زدگی و رشته دراز تعهدات سیاسی و ایدئولوژیکِ مسئولین، نیست که فاجعه و فلاکت محیط زیست را در نمی یابند؟ فاجعه و فلاکتی که می‌رود تا کل کشور را و کل جمعیت را در کام تخریب عمومی و مرگ دستجمعی فرو ببرد؟ آیا باید صبح از خواب بیدار شویم، و خبر اول رسانه‌ها این باشد که ۵ میلیون تهرانی در معرض سرطان هستند، تا فاجعه و فلاکت محیط زیست، به جزئی از مسئله‌ها و دغدغه خاطرهای مسئولین سیاسی کشور بدل شود؟

واقیعت این است که وقتی با خود فکر می کنیم، خواهیم یافت که چرا به غیر از رشته دراز تعهدات سیاسی و ایدئولوژیک، رشته درازی از منافع وجود دارند، که همه از آن سود می‌برند. شرکت‌های خودروسازی، تنها به سود و سود و سود فکر می‌کنند و از اینکه شهر تهران (بسیاری از شهرهای بزرگ نیز به صف تهران پیوسته‌اند) به یک پارکینگ عمومی خودروها تبدیل شده است، اصلا و اصلا و اصلا اهمیت نمی‌دهند. رئیس پلیس راهور می گوید روزانه ۸۰۰ خودرو وارد تهران می‌شود. این عدد، یعنی سالانه ۲۹۰ هزار اتوموبیل به حجم اتوموبیل‌های فعلی تهران افزودن. تا همین سه سال گذشته، در ایام عید، تهران به خلوت‌ترین شهر ایران تبدیل می‌شد. حرکت و جابجایی از یک نقطه به دورترین نقطه در کمترین مدت زمان صورت می‌گرفت. اما در یکی سه سال اخیر، ایام عید با ایام دیگر تقریباً هیچ فرقی ندارند. آیا مردم به دلیل فقر و تنگدستی و ناتوانی، دیگر به مسافرت نمی‌روند؟ آیا حجم اتوموبیل‌ها به اندازه‌ای است که هرقدر هم مردم از شهر خارج شوند، باز چیزی از وضعیت پارکینگ شدن تهران نمی‌کاهد؟ آیا هجوم بی‌رویه مهاجرت‌ها و ساخت و سازهای بی‌رویه است که شهر تهران را از نفس انداخته است؟ به هر یک که دست بگذارید، خبر از فاجعه و فلاکت محیط زیست می‌دهد. به غیر از منافع شرکت‌های خودروسازی، شهرداری‌ها از راه ساخت و سازهای بی‌رویه، جریمه، حق تراکم و دهها ترفندهای دیگر، از وضعیت موجود سودهای سرشار می‌برند. گاه مجوز فروریختن ساختمان‌هایی داده می‌شوند، که در هر کجای دنیا نمی‌توانست سنگین‌ترین جرم و مجازات را متوجه شهرداری‌ها نکند. اما در شهرما و در ایران ما سالانه مجوز فروریختن هزاران قسم از این بناها صادر می‌شود. اداره راهنمایی و رانندگی بی‌نصیب از سودهای بادآورده‌ای که از راه فاجعه و فلاکت زیست محیطی حاصل شده است، نیست. اداره راهنمایی و رانندگی نه تنها به سودهای بادآورده و نجومی از راه جرائم رانندگی دست یافته است، بلکه در بودجه سال جاری نیز، متعهد است تا بخشی از درآمدهای نجومی خود را به کمک دولت برساند. در حالی که درآمد کارمندان در مجموع سه سال کمتر از ۶۰ درصد افزایش داشته اشت، پیش‌بینی شده است که درآمد ناشی از جرائم رانندگی ۳۰۰ درصد افزایش یابد. بر اساس لایحه بودجه سال ۱۳۹۳ پیش‌بینی شده است که دولت مبلغ یک میلیارد و ۶۲۰ میلیون تومان از محل جرائم رانندگی کسب درآمد کند. پس ملاحظه می‌کنید که چگونه وضعیت جاری برای همه سود‌آور است؟ به علاوه اوضاع سیاسی و نظم موجود کشور یک سود پنهان و سرشار هم از وضعیت فاجعه‌بار و فلاکت‌بار محیط زیست می‌برد. این سود، کلاف پیچیده و سردرگمی است که نظام پیچیده و پرتراکم شهری به دور مردم تنیده است. مردم با تخلیه فشارهای روانی و عصبی خود علیه یکدیگر، و با از دست دادن زمان و نداشتن وقت کافی برای رسیدن به مسائل دیگر، سوراخ دعا را گم می‌کنند. بدین‌ترتیب است که وضع موجود خود را در همهمه شهری پنهان می‌کند، و دستکم تا به وجود نیامدن اتفاق خاص در ایمن می‌شود. خوب چه کسی است که از این همه سود چشم پوشی کند؟

 

جنگنده، مستقل، مطلع و عاشق

آیا برای فاجعه و فلاکتی که از سالیان دور در پیشاروی ما قرار دارد، راه حلی هست؟ آیا باید منتظر فاجعه‌ای نشست که همه و یا اکثریتی از همه ،علیل و کور و کچل و سرطانی در کوچه و خیابانها دراز کشیده باشند؟ آیا باید منتظر روزی نشست که سراسر با یک کشور بیابانی روبرو باشیم و شهرهایش، انباشته‌ای از آهن‌های غراضه‌ای باشند که نفس از ریه‌های شهر گرفته‌اند؟ آیا با وجود همه منافع سرشار از یک طرف و با وجود رشته‌های طول و دراز تعهدات سیاسی، قابل تصور است که در وضعیت نظم موجود، راه حلی وجود داشته باشد؟ تردید ندارم که این سطور را برای کس و یا کسانی نمی‌نویسم که در سررشته تعهدات و منافع خود غرق شده‌اند، و مسئله محیط زیست، مسئله آنان نیست. با این وجود، ممکن است کسانی وجود داشته باشند که نه چندان سر درگریبان آن تعهدات داشته باشند و نه چندان سر در سودای آن منافع. به علاوه این سطور را از این رو می‌نویسم که دستکم به خوانندگان هشدار دهم، اگر به مسئله محیط زیست فکر می‌کنند، فکر کردن تنها کافی نیست، باید هم از یکسو به مسئله آنها تبدیل شود، و هم از سوی دیگر، مسئله محیط زیست را به عنوان هولناکترین و دهشناکترین مسئله زیست خود، به یک جریان اندیشه تبدیل کنند.

با وجود شرایط بس دهشناک محیط زیست، و با وجود تسلط مافیاهای تجاری بر منافع حاصل از تخریب محیط زیست، اداره چنین محیطی به کاری بس سترگ و معجزه‌آسا نیازمند است. بدون اعجاز و سترگی کار، از سرعت ویرانی محیط کاسته نمی‌شود. ایستادگی در مقابل تسلط مافیاهای تجاری به اعلام جنگ شبیه می‌ماند، تا به چند دستورالعمل اداری. پس نخستین ویژگی مدیریت محیط زیست، باید جنگندگی آن باشد. مدیریت محیط زیست از همان آغاز تا امروز در خواب خرگوشی است. تلاش‌ها و دستورالعمل‌ها، اگر با جنگندگی و روحیه جنگنده همراه نباشند، عملاً به کار کسی می‌ماند که بجای دزدگرفتن، دزدگیر به کاهدون می‌بندد. مدیر و رئیسی که هرگاه با او صحبت می‌شود و یا مردم چهره سرد، خمود و خسته او را در تصویر تلویزیونی می‌بینند، چنان است که گویی تازه از خواب بیدار شده است، به چه کار محیط زیست می‌آید؟ دومین و مهمترین ویژگی مدیریت محیط زیست، استقلال او از هرگونه تعهدات و ملاحظات سیاسی است. سایر تعهداتی که در ذیل سیاست تعریف می‌شوند و یا تعهداتی که سایه بر سیاست انداخته‌اند، بشدت مخل ویژگی استقلال طلبی محیط زیست است. مدیریت محیط زیست باید هیچ ملاحظه‌ای، جز ملاحظه محیط زیست را در دستور کار خود قرار ندهد. ملاحظات بدترین ویروس سیاست و بدترین ویروس مدیریت است. ملاحظات فرآورده‌ی گفتمان مصلحت‌اندیشی و مصلحت‌گرایی است. در گفتمان مصلحت‌اندیشی و مصلحت‌گرایی، محیط زیست تنها بکار فربه کردن مافیاهای تجاری می‌آید. اکنون وقتی عدم استقلال و سررشته دراز تعهدات سیاسی و تفصیل ملاحظات مدیریت محیط زیست را فهرست کنید، خواهید یافت که این مدیریت چاره جز بیچارگی محیط زیست در اختیار ندارد.

از توضیح اضافی دو ویژگیِ مطلع بودن و عشق به محیط زیست داشتن در می‌گذرم. شاید وقتی این دو ویژگی از ذهن نویسنده می‌گذشت، بیشتر تصویر مردی در ذهن او بود که علاوه بر دو ویژگی جنگندگی و استقلال، او را هم مطلع می‌شناخت و هم عاشق. آقای دکتر اسماعیل کهرم را بیش از این نمی‌شناسم، اما این چهار ویژگی را که در باره ویژگی‌های مدیریت محیط زیست ترسیم کردم، بیشتر بنا به تصویری بود که از سالیان دور، از او در ذهن داشتم. بخشی از علاقه و دغدغه خاطر من نسبت به محیط زیست، مرهون شور و حرارتی است که در کلام او وجود دارد.

احمد فعال

www.bayaneazadi.com

 

۳ نظر

  1. مطلب خوبی بود. حامیان محیط زیست لازم است به احیای روش زندگی یاری رسانند

  2. با سلام واحترام
    سپاس از مطالب ارسالی مفید وآموزشی که میفرستین

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*